سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
138
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
اين اقدام به خاطر تعداد زياد بردگان و طبقات كارگر كه اكنون در قلمروهاى كوفى جمع شده بودند ممكن بود علاوه بر اين ، با توسعه زندگى اقتصادى در كوفه ، چون ديگر شهرهاى نوبنياد پادگانى ، عدهء زيادى بازرگان ، صنعتگر و هنرمند و افراد محلى به سوى شهر روان شدند و در آنجا اقامت دائم برگزيدند . با معرفى كوتاه از بنياد و توسعه نخستين كوفه ، بايد به مقصد اصلى كه بررسى شناخت كلى ويژگيها و چهرههاى جمعيّت كه بر گرايشها و الهامات مذهبى اثر مىگذارد برگشت . در عين حال اين امر وظيفه كوچكى نبود . عوامل پيچيده فراوانى چون جغرافيايى ، تاريخى ، قومى ، نژادى و اقتصادى ، با هم تركيب شده و باعث گرديد كه تشريح شهر و شهروندان را مشكل كند . آنچه مىبايست در بادى امر در نظر گرفت جمعيت شهر بود كه تقريبا از دو گروه متفاوت تشكيل يافته بود : اعراب و پارسيان كه ، مىتوان گروه عرب را « عنصر مؤسس » و فارسيان را « عنصر اساسى درجهء دوم » ناميد . تركيب عنصر عرب در كوفه ، بيشتر از هر شهر عرب ديگرى ، خيلى پيچيده بود . با نگاهى به فهرست هفت گروه از قبائل كه قبلا بدان اشاره شد و امواج متوالى تازه واردين قبلى ، متوجه مىشويم كه « عنصر عرب » فوق العاده در اصل و زمينه ، نامتجانس بوده است . در اولين محل بود كه گروهها به دو دسته دقيقا تقسيم مىشد ، نزاريها و يمنىها ، كه در ميان آنها مىتوان بعد از آن عناصر زير را مشخص كرد : 2 - عناصر عشايرى ، مانند گروهبنديهاى مضر ، بخصوص تميم و بعضى از همسايگان يمنى از قبيله طىّ . 3 - عناصر نيمه عشايرى مانند ربيعه ، اسد ، بكر ، متعلق به و يا منشعب از شمال ، شمال غربى ، شرق و جنوب شرقى عربستان و عبد القيس از الحجر . 4 - عناصر واقعى عربستان جنوبى كه از نقاط دوردست مىآمدند ، از حضرموت و يمن ، بعضى از آنها زندگى نيمه مهاجرى داشتهاند ، مانند كنده و بجيله و بعضى ديگر كه سبك اقامتهاى خيلى درست و قديمى داشتند مانند مذحج ، حمير و همدان . ( 46 ) 5 - باز هم ، در عين حال ، بخش ديگرى از اعراب كه در كوفه در زمان